عالم عظیم‌الشأن حضرت آیت‌الله حسن‌زاده آملی، جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌كنند. حضرت آقا خامنه ای ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند: این كار را نكنید. علامه حسن‌زاده می‌فرمایند: اگر یك مكروه از شما سراغ داشتم این كار را نمی‌كردم. 

 

علامه حسن زاده آملي

 

 ایشان در جای دیگر فرموده‌اند: گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان گوششان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است. این جملات وقتی بیشتر معنا پیدا می‌كند كه بدانیم صاحب تفسیر المیزان، علامه عارف آیت‌الله طباطبایی درباره شاگردش علامه حسن‌زاده فرموده‌اند: حسن‌زاده را كسی نشناخت جز امام زمان(عج). راهی كه حسن‌زاده در پیش دارد، خاك آن توتیای چشم طباطبایی. 

جناب علامه حسن‌زاده در مقدمه یكی از كتاب‌های خود خطاب به حضرت آقا می‌نویسد: با سلام و تحیت خالصانه و ارائه ارادت بی پیرایه و درود نوید جاوید به حضور آن قائد ولی وفی و رائد سائس حفی، مصداق بارز "نرفع درجات من نشاء " تقدیم می‌گردد و عرض می‌شود "یا ایها العزیز جئنا ببضاعه مزجاه " دادار عالم و آدم، همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد. 
(التمسك بذیل الولایه، حسن حسن‌زاده آملی) 

آیت‌الله حسن‌زاده آملی می‌فرمایند: رهبر عظیم‌الشأن‌تان را دوست بدارید، عالمی،‌ رهبری، موحدی، سیاسی، دینداری، انسانی، ربانی، پاك منزه، كسی كه دنیا شكارش نكرده، قدر این نعمت عظما را كه خدا به شما عطا فرموده، قدر این رهبر ولی وفی الهی را بدانید، مبادا این جمعیت ما را، مبادا این كشور ما را، مبادا این كشور علوی را، این نعمت ولایت را از دست شما بگیرند. خدایا به حق پیامبر و آل پیامبر سایه این بزرگ‌مرد، این رهبر اصیل اسلامی حضرت آیت‌الله معظم خامنه‌ای عزیز را مستدام بدار.

 

 مرجعیت آیت الله خامنه ای ، اجتهاد،منتظری(آیت الله جوادی آملی در جواب منتظری)

«در جريان ولايت فقيه برخي شبهه علمي دارند و برخي شهوت عملي، شما در خدمت سراسر قرآن كريم كه مشرف مي شويد مي بينيد قرآن اين دو را همواره بازگو و نقل كرد. هر جا شبهه علمي بود قرآن كاملاً نقل كرد و پاسخ داد و هر جا شهوت عملي بود تهديد و انذار كرد، چه اين كه از موعظت هم دريغ نكرد. . . قرآن آن را كه شبهه علمي دارد به عنوان رايزن فرهنگي مي پذيرد، ولي آن كه شهوت عملي دارد را به عنوان راهزن فرهنگي رمي مي كند...

از آنجا كه طفره مستحيل است، اول ولايت فقيه را به وكالت فقيه تنزّل دادند آنگاه در بخش بعدي وكالت فقيه را به نظارت فقيه تنزل مي دهند و از اين به بعد چه بگويند خدا مي داند! بايد ديد فقيه، ولي مسلمين است يا وكيل مسلمين؟ آيا وكيل مسلمين است يا ناظر امور مسلمين؟ براي اينكه دست ولايت را بگيرند و او را از مقام شامخ ولايت، به وكالت تنزل دهند. مغالطه اي را كه منشأش اشتراك لفظي است مطرح كرده اند (مي گويند) ولايت براي محجور و قصّر است مردم نيازمند به قيم نيستند. از آنجا كه مردم محجور نيستند، محتاج به قيم و نيازمند به ولي نيستند. پس آنكه رهبري يك نظام است منتخب و وكيل مردم است نه ولي مردم.

بارها گفته شده كه ولايت فقيه اصلاً از سنخ ولايت بر محجور نيست. آنچه در فقه رايج مطرح است با آنچه كه به عنوان ولايت فقيه كه ره توشه امام راحل بود، فرق فراوان دارد. . . ولايت فقيه اصلاً از اين سنخ نيست تا بيگانه اي بگويد و دوست ناداني باور كند كه مردم محجور نيستند. . . در وكالت موكل اصل است و وكيل فرع. هيچ حقي در قلمرو وكيل نيست مگر آنچه از موكل به وكيل برسد اين فرق وكالت با ولايت است. . . اگر نظام اسلامي وكالت بود، بايد همه امور مكتب در اختيار مردم باشد، همه اموالي كه مكتب معين كرده است، در اختيار مردم باشد تا مردم چنين حقوقي را به نماينده خود واگذار كنند به فقيهي به عنوان وكيل رأي بدهند تا وكيل حقوق موكلين خود را استيفا كند. . . روح ولايت فقيه به ولايت فقاهت و عدالت برمي گردد. لذا چيزي نيست كه ايشان در برابر او تسليم نباشد، تسليم شدن در برابر ولايت فقيه، يعني تسليم در برابر فقاهت و عدالت. بنابراين ولايت از جايگاه خود تنزل نمي كند و به وكالت نمي رسد. چه رسد به اين كه از وكالت تنزل كند و به نظارت برسد! از نظر فقهي ناظر بودن وظيفه تمامي مكلفين است. . . اگر شنيده ايد در قانون اساسي براي مقام معظم رهبري حق نظارت هم آمده است. نظارت ايشان بر منظور و ناظر است. . . يكي از وظايف و اختيارات ولي مسلمين در اصل 110 اين است كه او نظارت بر حسن اجراي سياست هاي كلي مملكت دارد و ناظر بر ناظران و منظوران و نظارت آنان است او بر نظارت دستگاه قضايي نظارت دارد، بر نظارت مجلس نظارت دارد، بر نظارت رياست جمهوري نظارت دارد، نظارت او ولايي است. » (در مسجد اعظم قم در جمع راهپيمايي بزرگ مدرسين و طلاب حوزه علميه قم)

در ادامه هم  نظر آیت الله جوادی آملی در مورد اجتهاد آقا ...

 «بسمه تعالي شانه العزيز اجتهاد و عدالت آيت الله جناب آقاي سيدعلي خامنه اي دامت بركاته مورد تأييد مي باشد. لازم است امت اسلامي ايدهم الله در تقويت رهبري معظم له در بذل نفس و نفيس، در هيچگونه نثار و ايثار دريغ نفرمايند. لتكون كلمه الله هي العلياءو السلام علي من اتبع الهدي. جوادي آملي، 30 ذيحجه الحرام 1410 ه- ق»

 

 

 

چند روز پس از سخنان آیت الله منتظری طلاب، روحانیون و جمعی دیگر از مردم در حرم حضرت معصومه و مسجد اعظم قم تجمع می کنند، در این تجمع آیت الله جوادی آملی سخنرانی مفصلی را پیرامون مبانی فقهی و قانونی ولایت فقیه و حوادث آن روز ایراد می کند. وی در ابتدای  سخنانش خطاب به تجمع کنندگان اینگونه می گوید:

" آن چه از درون و بیرون مسجد اعظم امروز به گوش و چشم می رسد و می خورد، فرق ممتاز بین ظهیر انقلاب و ظِهرِیِّ انقلاب است، فرق ممتاز بین ظهیر ولایت فقیه و ظِهریِّ ولایت فقیه است. قرآن کریم مردم موحد را و پرهیزگار را ظهیر دین و دین را ظهیر خود می داند. مردم منحرف و آلوده ظِهریِّ دینند و دین را ظهریِّ خود می پندارند، آنکه پشتوانه انقلاب است، پشتیبان ولایت فقیه است، حامی دین و مقام شامخ رهبری است(ظهیر دین است) آنکه از پشت خنجر می زند ظهریِّ دین و ولایت فقیه است... مطلب مهم ان است که برخی در جریان ولایت فقیه، شبهه ی علمی دارند، برخی شهوت عملی...در جریان ولایت فقیه چون طفره مستحیل بود، اول ولایت فقیه را به عنوان وکالت فقیه تنزل دادند، در بخش بعدی، وکالت فقیه را به نظارت فقیه تنزل می دهند و از این به بعد چه بخواهند خدا می داند... گفتند ولایت برای محجور و قُیّم و قصّر است، مردم نیازمند به قیّم نیستند، چون مردم محجور نیستند، محتاج به قیّم نیستند، نیازمند به ولی نیستند..."

بعد از این آیت الله جوادی آملی با آوردن آیات و روایاتی پیرامون تنزل ولایت فقیه به وکالت فقیه و تنزل مجدد آن به نظارت فقیه مباحثی فقهی را مطرح می کند و بعد از طرح مباحثش سخنانش را اینگونه ادامه می دهد:

" جوانان عزیز دانشجویان گرانقدر شما اگر دلیرید در قبال دین خاضعید، این مغالطه است که شما را فریفته اند. جوانان عزیز دانشگاه مستحضر باشید ولایت فقیهی که در دین آمده است و بنیانگذار جمهوری اسلامی معمار چنین ولایتی بود، بعد به شاگردان خود آموخت، که ازین سنخ اصلا نیست، نه ولایت بر مرده است و نه ولایت بر کسانی که به منزله ی مرده هستند، تا کسی بگوید ما که محجور نیستیم پس قیم لازم نداریم... ولایت در « انما ولیکم الله» خطاب به عقلا و فرزانگان جامعه و به افراد عاقل بالغ، مکلف هوشیار بیدار است. می گوید: ای عقلا ولی شما بالذات خداست، از طرف خدا، پیامبر، بعد از پیامبر جانشین معصوم او، بعد از جانشین معصوم، نائب خاص او، بعد از نائب خاص او، نائب عام او، نظیر مقام معظم رهبری..."

بعد از آن آیت الله جوادی آملی بحث پیرامون  ولایت  فقیه را در کلام شیخ انصاری و صاحب جواهر و قانون اساسی ادامه می دهد، وی همچنین راجع به قلمرو ولایت و وکالت توضیحاتی را ارائه می کند و در قسمت پایانی سخنانش دوباره نقبی صریح تر به حوادث اخیر می زند:

" ... پس وقتی قرآن را می نگرید، مسئله ی ولایت است، نه وکالت، نه نظارت. وقتی قانون اساسی را می نگرید، مسئله ی ولایت است، نه وکالت، نه نظارت. در مصاحبه ریاست محترم جمهور دیدید که ایشان گفت: حمایت از قانون اساسی در سایه ی خضوع در برابر مقام معظم رهبری است،پشتیبانی ولایت، حمایت از ولایت، مهمترین راهکار تقویت قانون اساسی و عمل به قانون اساسی و حرمت به قانون اساسی است...مطلبی که باید در پایان به حضور شما علماء فضلاء، بزرگان و دانشگاهیان و حوزویان و سراسر ایران اسلامی برسانم، این است که ما به سمت صد در صد اسلامی شدن داریم حرکت می کنیم، کسی نگفت در دستگاه ما اشکالی نیست، کسی نگفت تخلف نداریم، کسی نگفت همه اینها کسانی هستند که مانند زمان ولی عصر(عج) عهده دار « بهم یملا الله الارض قسطا و عدلا» هستند، ما نمی گوییم این نظام را با نظام آخرین امام حساب کنید، می گوییم این نظام را با نظام اولین امام حساب کنید...الان دشمن داخل و خارج صف بسته است که خدای ناکرده نظام را از درون بپوساند، ما بیش از هر چیزی وظیفه داریم، ظهیر ولایت باشیم نه ظهریّ. البته برادران بزرگوار حوزه و دانشگاه، جوانهای دبیرستانی و اقشار مختلف کمال نظم را رعایت خواهند کرد، بهانه ای به دست هیچ کسی نخواهند داد، امنیت را حفظ خواهند کرد، ولی بالاخره این کشور حسابی دارد یا نه؟ قانون اساسی باید اجرا شود یا نه؟ ولایت فقیه پشتیبانی دارد یا نه؟ چیز مهمی در مملکت رخ نداد تا بیگانه خیال کند و دورخیز بردارد. شبهه و شهوتی است. شبهه ی علمی را به عنوان رایزنی فرهنگی همگان جواب داده و می دهند و اگر شهوت عملی از گلوی کسی برخواست، ان را هم خفه می کنند...".

 

 پی نوشت:

۱- هر عالمی که اینگونه نسبت به مولا و سرورمان حضرت آقا خامنه ای ارادت خود را نشان دهد و اینگونه عالمانه و روشن و شفاف عشق و علاقه خود را نسبت به رهبری عزیزمان نشان دهد ما مخلص و مطیع او خواهیم بود و در همه حال به او تکریم و احترام خواهیم کرد .

۲- بقول حاج محمدحسین منصف آن جانباز و آزاده مخلص و ولایی که اگر قرار است مرید کسی باشیم همان مرید و تابع رهبری باشیم چراکه همه ی علما هم ، این توصیه را کرده اند و از این به بعد و تا آخر هم ، همین را می گویند.